السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

51

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

تعليقات مقدمه [ تعليقه 1 ] ( 1 ) جريان به اصطلاح « شرق‌شناسى » ، جريانى پيچيده و چند بعدى و در خور بررسى جدى است . اين جريان به همراه عوامل پشت پرده ، مجريان مستقيم و دست‌آوردهايش ، واكنش‌ها و موضع‌گيرىهاى مختلفى را در ميان شرقيان ، برانگيخته است . عده‌اى آن را جريانى كاملا سياسى تلقى مىكنند ، در حالى كه گروه ديگرى معتقدند كه « مطالعات استشراقى » پديده‌اى فرهنگى و علمى است . برخى ، ره‌آورد شرق‌پژوهى را صددرصد مخرّب و مضرّ به حال شرقيان مىدانند ، حال آن كه برخى ديگر آن را براى شرق ، كاملا سازنده و آموزنده و مثبت ارزيابى مىكنند . پاره‌اى همه‌ى مستشرقان را افراد كينه‌توز و مأموران مخفى استعمار معرفى مىكنند ، در صورتى كه دسته‌ى ديگر آنان را عاشقان پاكباخته‌ى حقيقت و شيفتگان ميراث علمى و فرهنگى شرق باز مىشناسند ؛ ولى هيچ يك از اين قضاوت‌ها واقع‌بينانه نيستند و همگى با افراط و تفريط توأم‌اند . بهترين تحليلى كه نگارنده از ماهيت حركت شرق‌شناسى ديده است ، بررسى محققانه‌ى دكتر محمود رضا افتخارزاده در مقدمه‌ى خود بر كتاب سير تاريخى و ارزيابى انديشه‌ى شرق‌شناسى اثر دكتر محمد الدسوقى است . مراجعه‌ى خوانندگان محترم به اين گفتار مشروح با عنوان « مقدمه‌اى بر خدمت و خيانت شرق‌شناسى » كاملا سودمند خواهد بود . « 1 » نويسنده در مقاله‌ى مزبور به درستى بدين جمع‌بندى مىرسد كه حركت شرق‌شناسى هر چند منافعى براى شرقيان به ارمغان آورده است و آثار مثبت و آموزنده‌اى دربرداشته است ، امّا آثار مخرّب و زيانبار آن ، بيش از جهات مثبت آن بوده است . در ميان قافله‌ى مستشرقان محققان نيك‌انديش و خيرخواه و علم دوست يافت مىشوند ؛

--> ( 1 ) . سير تاريخى و ارزيابى انديشه‌ى شرق‌شناسى / دكتر محمد الدسوقى / ترجمه : دكتر افتخارزاده / نشر هزاران / چاپ اول / مقدمه‌ى مترجم / ص 9 - 47 .